آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید |
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|

به تو مدیونم همیشه مگه میشه بی تو باشم ؟
از شبی که روبه رومه چه جوری بی تو رها شم ؟
به تو مدیونم همیشه مثل شب به صبح فردا
مثل موج سرد تنها به نگاه ناز دریا
طبقه بندی:

طبقه بندی:
زن وشوهری بیش از 60 سال بایکدیگر زندگی مشترک داشتند. آنها همه چیز را به طورمساوی بین خود تقسیم کرده بودند. در مورد همه چیز باهم صحبت می کردند وهیچ چیز را از یکدیگر پنهان نمی کردند مگر یک چیز: یک جعبه کفش در بالای کمد پیرزن بود که از شوهرش خواسته بود هرگز آن را باز نکند ودر مورد آن هم چیزی نپرسد.
در همه این سالها پیرمرد آن را نادیده گرفته بود اما بالاخره یک روز...
پیرزن به بستر بیماری افتاد وپزشکان از او قطع امید کردند. در حالی که با یکدیگر امور باقی را رفع ورجوع می کردند پیر مرد جعبه کفش را آوردونزد همسرش برد.
ادامه مطلب...
طبقه بندی:

ترسم اینه که رو تنت،جای نگاهم بمونه
یا روی شیشه چشات،غبار آهم بمونه
تو پاک و ساده مثل خواب،حتی با بوسه میشکنی
طبقه بندی:

طبقه بندی:

طبقه بندی:
اوج خواهم گرفت ودور خواهم شد
جسمم میماند اما روحم...در اوج آسمانهاست
پرواز چه زیباست
آسمان نیلگون زمین سبز
ای زمینیها پرواز را به خاطر بسپارید
روح من خواهان رفتن است
اما جسمم قفسیست برای روحم
سالهاست زندانی جسمم هستم ای جسم...
رهایم کن... از بند اسارت رهایم کن...

طبقه بندی:

شیطان:
ای بچههای آدم! مگر از شما عهد نگرفته بودم که بنده شیطان نشوید؟!
به یک راه میماند، به یک مسیر که باید رفت. زندگیمان را میگویم. شاید راههای مختلفی باشد که از همهشان بشود رفت و رسید. همه شان بخورند به همان بزرگراه، به همان صراط مستقیم. اما توی همه این راهها یک نفر هست که هی جلوی پایمان مانع بگذارد، جادههای انحرافی بکشد، مسیرهای خاکی که تا بجنبیم کیلومترها از مقصد دورمان کرده است.
ادامه مطلب...
طبقه بندی:

طبقه بندی:

طبقه بندی:
بی تو Online شبی باز از آن Room گذشتم
همه تن چشم شدم، دنبال ID ی تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از Case وجودم
شدم آن User دیوانه که بودم
وسط صفحه Room ،Desktop یاد تو درخشید
Ding صد پنجره پیچید
شکلکی زرد بخندید
یادم آمد که شبی با هم از آن Chat بگذشتیم
ادامه مطلب...
طبقه بندی:

طبقه بندی:
میان کوچه میپیچد صدای پای دلتنگی
به جانم میزند آتش غم شبهای دلتنگی
چنان واماندهام در خود که از من میگریزد غم
منم تصویر تنهایی منم معنای دلتنگی
چه میپرسی زحال من؟ که من تفسیر اندوهم
سرم ماوای سوداها دلم صحرای دلتنگی
در آن ساعت که چشمانت به خوابی خوش فرو رفت
میان کوچههای شب شدم همپای دلتنگی
شبی تا صبح با یادت نهانی اشک باریدم
صفایی کردهام در آن شب زیبای دلتنگی
.jpg)
طبقه بندی:


